ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

134

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

هاى تازه‌اى را مطرح كردند . در 4 فوريه صفى قلىبيگ پارچهء چيت و پارچه‌هاى گرانبهاى ديگر خواست و وعده داد كه در مقابل آنها طلا خواهد داد . اتلام پاسخ داد : هنوز تصميم نگرفته‌ايم كه آيا بايد كشتىها را باز پس فرستيم و آيا همهء كاركنان شركت هلند بايد بندرعباس را ترك كنند يا نه . زيرا اگر آزارها و سد و بندهاى دمادم سپاهيان افغان متوقف نشود ديگر تجارتى بر جاى نخواهد ماند و در آن صورت بهتر آنست كه هلنديان بروند . زبردست‌خان در 6 فوريه با غنايم فراوان از جنگ با شاهزادهء صفوى بازگشت . و ديرى نپائيد كه او هم درخواست گرفتن چيت و ديگر پارچه‌هاى گرانبها را تكرار كرد . و در پى آن به گونه‌اى نامنتظر به جايگاه شركت هلند آمد و از خود خوشروئى و مهربانى نشان داد . او آمده بود كه پارچه‌ها را بگيرد و مىگفت كه بهاى آنها را نقدا مىپردازد . اتلام پاسخ داد : من آنها را فقط در صورتى مىتوانم تحويل دهم كه بار كشتى به هم ريخته نشود چون هنوز بارهاى آن تخليه نشده است . در 12 فوريه 1728 زبردست‌خان پرسيد : « آيا مىتوانم به ديدن كشتى هلند بيايم » هلنديان براى اينكه از كج خلقى بيشتر او جلوگيرى كرده باشند با اين درخواست موافقت كردند . فرداى آن روز زبردست‌خان مىخواست در قايق پاروئى انگليسيان نشسته به بازديد يك كشتى انگليسى برود . در اين اثنا اتلام كه در ساحل راه مىرفت به وى گفت : آيا مىخواهى همين اكنون از كشتى هلندى ديدار كنى ؟ زبردست‌خان موافقت نمود و مدير انگليسى را همچنان در كشتى انگليس به انتظار خود باقى گذاشت . از لباس دريانوردان و تداركات داخل كشتى چنين استنباط مىشد كه اين ديدار به گونهء اتفاقى و سر زده انجام گرفته است . فقط يك روز بعد زبردست‌خان از كشتى انگليسى بازديد كرد و در آنجا به اتفاق همراهانش هدايائى فراوان و گرانبها دريافت داشتند . تقريبا دير هنگام زبردست‌خان جشنى ترتيب داد تا خلعت خود و دو تن از مديران شركت‌هاى اروپائى و بيست و چهار خلعت ديگر را به تشخيص خود توزيع كند . در فرمان شاه براى اتلام نيز گذشته از اظهار تفقد شاه نسبت به اتلام از او شمارى توپچى و متخصص بمب نيز درخواست شده بود .